شمس الدين محمد بن محمود آملي

مقدمه 3

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

علمى امروز اين نيست ، ما با عدم رغبت ، خويش را حاضر به خواندن چند سطر كتب علمى ميكنيم و بتكرار نظر چند باريك عبارترا ميخوانيم و اگر مقصود آن را فهميديم و كوفته خاطر از مضايق آن خلاص شديم ، شكر گويان آن را كنارى مينهيم تا اگر ضرورتى الزام كند باز بدان باز گرديم و از خدا ميخواهيم هرگز آنچنان ضرورتى پيش نيايد . بخاطر دارم كه در كتاب حساب نجم الدوله اين عبارترا ميخواندند ( هر گاه قيد نداشته باشيم به مشخص كردن مقدار حقيقى رقم اخير حاصل ضرب و به دانستن حد واقعى تقريب در چنين صورت قاعده ما كافى باشد ولى اگر مقصود بيش از اين باشد عمل ناتمامى دارد كه بايد به اين طور پيش برد ) و معنى آن مفهوم نمىشد . يكى بظرافت ميگفت عبارت تركى يا هندى است ، و ليكن عين معنى را در كتب رياضى قديم بسيار ديده‌ايم واضح و مختصر ( اگر عمل بتقريب خواهيم چنان كنيم و اگر دقت بيشتر خواهيم چنين ) بنگر دشمن لدود قدما را از اداى يك معنى ساده عاجز و درياب كه امثال وى همه چنين‌اند و اگر كسى گويد آنچه سابق بود اكنون منسوخ است ، گويم آنچه امروز است هم ممسوخ است و نسخ بر مسخ شرف دارد . مردم زمان ما بايد عناد با قدما را كنار گذارند و كسانى كه ميخواهند كتاب جديد بنويسند اول كتب آنان را بخوانند و روش سخن گفتن را بيآموزند آنگاه اگر سخن تازه هست باسلوب قديم مختصر و روشن و شيرين بنويسند و سرچشمه گواراى زبان فارسى قديم را بالفاظ ركيك آلوده نسازند . اين گناهى است كه شايد خود من نيز مرتكب آن ميشوم و لا قوة الا باللّه العظيم . حفظ اصطلاحات : يكى از لوازم تأليف و موجبات ترويج علم توافق بر اصطلاحات است چون نيمى از عمر دانش اموز در فرا گرفتن و بخاطر سپردن آنها ميگذرد و اگر همه كتب در همه زمان بيك اصطلاح باشد آسان و بىتحمل رنج مفهوم ميگردد و از فوائد آن همه كس بهره ميبرد و گرنه بايد براى هر كتاب مدتى صرف كرد و اصطلاحات تازه آموخت . محال است كتب مختلفه هيچ فائده